اشکالات نظام آموزشی حوزه های علمیه [متن سخنرانی استاد پناهیان در آغاز سال تحصیلی]

مبحث اشکالات نظام آموزشی

مراسم افتتاحیه و آغاز سال تحصیلی جدید «حوزهٔ علمیهٔ دارالحکمة» که پنج سال از تأسیس و ادارهٔ آن تحت اشراف حجت الاسلام علیرضا پناهیان می‌گذرد روز ۲۲ شهریور سال ۹۶ در حسینیهٔ دارالحکمهٔ برگزار شد.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین علیرضا پناهیان در این مراسم ضمن بیان سه ویژگی مهم مدرسهٔ علمیه برای ایجاد فضای مناسب رشد و تربیت، به ذکر برخی اشکالات نظام آموزشی حوزه های علمیه فعلی حوزه پرداخت که در ادامه مطلب فرازهایی از این سخنرانی را می‌خوانید

ادامه خواندن “اشکالات نظام آموزشی حوزه های علمیه [متن سخنرانی استاد پناهیان در آغاز سال تحصیلی]”

گفتگوی استاد پناهیان با دانشجویی که می‌خواست کار فرهنگی بکند

استاد پناهیان
استاد پناهیان

متن خاطره:

«علاقهٔ به خلق» یکی از اموری است که گاهی در میان علاقه‌مندان به «حق» مورد غفلت واقع می‌شود. البته ریشهٔ علاقه به خلق را باید در همان علاقهٔ به حق جست‌وجو کرد. اگر علاقهٔ انسان به خدا زیاد شود، آدم کم‌کم روحیه‌ای پیدا می‌کند که به شدت نسبت به مردم عاطفه پیدا کرده و مهربان می‌شود. در نتیجه سرنوشت انسان‌ها که بندگان خدا و مورد علاقهٔ پروردگار هستند، برای او مهم می‌شود.

کسی که مردم را دوست داشته باشد نمی‌تواند انسان‌ها را در ورطهٔ باطل رها کند و تنها به نجات خودش بیندیشد. چنین کسی انگار به خودش می‌گوید: «گیرم من راهم را پیدا کردم، پس بقیه مردم چه می‌شوند؟»

روزی جوان دانشجویی که برای مشورت در مورد کار فرهنگی در دانشگاه آمده بود، گفت: می‌خواهم در دانشگاهمان کار فرهنگی کنم، چه کار کنم بهتر است؟

از او پرسیدم: بلد هستی رخت و لباس بشویی؟

گفت: بله، رخت و لباس که بلدم بشویم، امّا این چه ربطی به کار فرهنگی دارد؟ من می‌خواهم کار فرهنگی کنم.

گفتم: حاضری لباس‌های هم‌اتاقی خودت در خوابگاه را بشویی؟

گفت: نه، کار سختی است. بعد به شوخی گفت: اینجا که جبهه نیست تا ما از این‌جور ایثارگری‌ها کنیم.

گفتم: جبهه نیست، ولی هم‌اتاقی تو که «آدم» هست. تو برای آدم بودن او چقدر ارزش قائلی؟

گفت: ممکن است بچه خوبی نباشد.

گفتم: اتفاقاً چون ممکن است بچه خوبی نباشد، دارم این سؤال را می‌کنم. آیا قیمت آدم بودنش برای تو این قدر هست که اگر یک وقت پیش آمد، بتوانی با طیب خاطر و لذت، لباسش را بشویی و بگویی دارم لباس یک انسان را می‌شویم؟

صادقانه گفت: نه، من این جوری نیستم.

صمیمانه گفتم: اگر یک انسان این قدر نزد تو اهمیت ندارد، چرا می‌خواهی برای هدایتش کار فرهنگی بکنی؟ به تو چه ربطی دارد که نگران بهشت و جهنم مردم باشی؟ تو که آدم‌ها را دوست نداری، چه کار به سرنوشتشان داری؟

البته موضوع شستن لباس دیگران، صرفاً یک شیوهٔ برآورد است. نه اینکه واقعاً شستن لباس دیگران یک شاخص قطعی باشد. به هر حال انسان باید نگاه کند و ببیند چقدر برای دیگران ارزش قائل است. 

 

منبع:

کتاب انتظار عامیانه، عالمانه، عارفانه (چاپ اول/صص ۲۲۳-۲۲۵)